دیکشنری فارسی

begirt

معنی فارسی

قسمت دوم و سوم gird

استهزاي طعنه اميز ، احاطه کردن ،

مسخره کردن ، طنزگفتن ، کمربندبستن

ضربه شديد ، اظهارنظر شديدوتند ، حلقه ،

کمربند بستن ، بستن ، احاطه کرده ،

محاصره کردن ، نيرومندکردن ، اماده کردن ،

محکم کردن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense and past participle of 'begird'.

ریشه

Derived from the Middle English word 'begirden', from 'be-' (around) + 'girden' (to gird).

مثال

  • The castle was begirt by a high stone wall.
  • The city was begirt by beautiful mountains.
  • The garden was begirt by a white picket fence.

ترکیب‌های رایج

Begirt by Begirt with Begirt walls Begirt by mountains

واژه‌های دیگر با معنی «قسمت دوم و سوم gird»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن