دیکشنری فارسی

begone

UKbigɔn

معنی فارسی

دورشو گم شو خارج شو عزيمت کن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē gôn´/interj., vi.

● (معمولا به صورت امر) برو!، بروید!، رفتن

مترادف‌ها

interjection
1. Depart, avaunt, go away, haste away, be off, get thee gone.
2. Away, let us go, let us be off.

واژه‌های دیگر با معنی «دورشو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن