behined the curtain معنی فارسی پشت پرده پنهان واژههای دیگر با معنی «پشت پرده» reredos پرده يا ديوار پشت محراب behind the scenes در پشت پرده داراي اطلاعات خصوصي يا خارجي curtain lecture صحبت هاي خصوصي زن وشوهر، صحبت هاي پشت پرده . backdrop پرش و افتادن به پشت با دست و پا در هوا و، ايستادن (ترامپولين)، پرده ء پشت صحنه ء تاتر transparent پشت نما، نورگذران، شفاف