دیکشنری فارسی

bejewel

معنی فارسی

به جواهر آراستن گوهرين کردن مرصع کردن گهر نشان کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē jōō´ǝl/vt.

به جواهر آراستن، گوهرین کردن، مرصع کردن (بیشتر به صورت اسم مفعول به کار می‌رود)، گهر نشان کردن

a rich lady with bejeweled hands

زنی ثروتمند با دستانی پر از جواهر

ریشه و کاربرد

Verb

To decorate or adorn with jewels or precious stones.

ریشه

From be- +‎ jewel.

مثال

  • She decided to bejewel her wedding dress with diamonds.
  • The queen's crown was bejeweled with rubies and emeralds.
  • The necklace was bejeweled with sparkling sapphires.

ترکیب‌های رایج

Bejewel a dress Bejewel a crown Bejewel a necklace Bejewel a tiara

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن