bell socket معنی فارسی تبديلي واژههای دیگر با معنی «تبديلي» commutative تبديلي، مبادله اي، مبني برتبديل يامبادله conversion reaction واکنش تبديلي conversion hysteria هيستري تبديلي conversion neurosis روان رنجوري تبديلي alterant تغيير دادني، تبديلي، تغيير دهنده .