belly button معنی فارسی ناف واژههای دیگر با معنی «ناف» umbilici ناف، پيوندگاه، ناف خطوط خميده دريک سطح umbilicus ناف، پيوندگاه، ناف خطوط خميده دريک سطح hilus ناف، دهانگاه، دهانچه navel ناف، سره bellybutton ناف porta ناف جگر، باب الکبد، باب umbilical cord بند ناف، بند سره navel string بند ناف umbiliform به شکل ناف، نافديس، نافسان umbilication تشکيل ناف.، نافداري