دیکشنری فارسی

ben (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ben/n.

● (عبری) پسر، فرزند، ابن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن