دیکشنری فارسی

bench jockey

معنی فارسی

ذخيره اي که کمتر فرصت بازي پيدا ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

● (ورزش - خودمانی) بازیکن نیمکت نشین (ذخیره) که تیم مخالف و داوران را هو می‌کند

واژه‌های دیگر با معنی «ذخيره اي که کمتر فرصت بازي پيدا ميکند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن