دیکشنری فارسی

bencher

معنی فارسی

کسي که بر مسند قضاوت مي نشيند، قاضي،

سناتور.

نماينده ي مجلس عوام

معنی کامل و مثال‌ها

/ben´cher/n.

نیمکت نشین، قاضی، مسند نشین

(انگلیس) نماینده‌ی مجلس عوام (پارلمان)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن