دیکشنری فارسی

benzole

معنی فارسی

بنزين ، فراورده قير زغال سنگ

مترادف‌ها

noun
Benzolin (e), benzine, benzene.

واژه‌های دیگر با معنی «بنزين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن