دیکشنری فارسی

bespoke

UKbispouk

معنی فارسی

سفارشي قراردادي نامزدي نامزد شده پيشترسفارش دادن دلالت داشتن بر مخاطب ساختن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē spōk´, bi-/vt., adj.

● زمان گذشته و اسم مفعول: bespeak

● (انگلیس) سفارشی، ساخته شده بنابه دستور مشتری (bespoken هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From the verb 'bespeak' (to indicate or suggest).

مثال

  • He wore a bespoke suit for the special occasion.
  • The bespoke furniture was designed to fit perfectly in the room.
  • The bespoke software was developed to meet the company's unique needs.

ترکیب‌های رایج

Bespoke suit Bespoke furniture Bespoke software Bespoke service

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of clothing) custom-made

واژه‌های دیگر با معنی «سفارشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن