دیکشنری فارسی

bespread

معنی فارسی

پوشاندن پهن کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē spred´, bi-/vt.

(روی چیزی را) پوشاندن، پهن کردن

a region bespread with lush vegetation

منطقه‌ی پوشیده از گیاهان انبوه

houses bespread with flags

ساختمان‌های پوشیده از پرچم

واژه‌های دیگر با معنی «پوشاندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن