bespread
معنی فارسی
پوشاندن پهن کردن
معنی کامل و مثالها
/bē spred´, bi-/vt.
● (روی چیزی را) پوشاندن، پهن کردن
a region bespread with lush vegetation
منطقهی پوشیده از گیاهان انبوه
houses bespread with flags
ساختمانهای پوشیده از پرچم
پوشاندن پهن کردن
/bē spred´, bi-/vt.
● (روی چیزی را) پوشاندن، پهن کردن
a region bespread with lush vegetation
منطقهی پوشیده از گیاهان انبوه
houses bespread with flags
ساختمانهای پوشیده از پرچم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن