betweentimes
معنی فارسی
درمدت وقفه درفاصله دو زمان
معنی کامل و مثالها
/-tīmz´/adv.
● به تناوب، گاه به گاه (betweenwhiles هم میگویند)
درمدت وقفه درفاصله دو زمان
/-tīmz´/adv.
● به تناوب، گاه به گاه (betweenwhiles هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن