دیکشنری فارسی

betweentimes

معنی فارسی

درمدت وقفه درفاصله دو زمان

معنی کامل و مثال‌ها

/-tīmz´/adv.

به تناوب، گاه به گاه (betweenwhiles هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن