bewary معنی فارسی متهم کردن ، بدگويي کردن از، راز کسي را از روي عداوت فاش کردن. واژههای دیگر با معنی «متهم کردن» delate متهم کردن، اسناد کردن، چغلي کردن (از) inculpate متهم کردن، تهمت زدن به، مقصر دانستن incriminate بکناه متهم کردن، به تبه کاري متهم کردن، گناه کار قلم دادن incriminatingly بکناه متهم کردن، به تبه کاري متهم کردن، گناه کار قلم دادن incrimination بکناه متهم کردن، به تبه کاري متهم کردن، گناه کار قلم دادن criminiate متهم بجايت کردن، مرجم خواندن criminate متهم به جنايت کردن redbait متهم به کمونيست بودن کردن impeach متهم کردن بدادگاه جلب کردن، عيب گرفتن، اعتراض کردن به indict ادعانامه تنظيم کردن بر عليه، يا ادعا نامه متهم کردن