دیکشنری فارسی

bi- (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bī/

● پیشوند:

● دوگانه، دارای دو عدد [biangular]

● دو چندان، دو برابر، در دو طرف، به دو سو [biconvex]

● هر دو ماه (یا هفته یا سال یا قرن) یک بار [biweekly و biennial]

● دو بخشی [bilabial و bilateral]

● (گیاه شناسی و جانورشناسی) مضاعف، جفتی، دوبرابر [bifurcate]

● (شیمی) دارای دو چندان اتم یا معادل شیمیایی عنصر موجود در ترکیب [sodium bicarbonate]، دارای دو بنیان مشابه [potassium bitartrate]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن