bibulous
UKbibjuləs
معنی فارسی
اسفنجي جاذب کشنده باده نوش مشروب خور
معنی کامل و مثالها
/bib´yōō lǝs/adj.
● بسیار جاذب (آبگونهها)، بس درآشام، اندرآشام، اندرکش
● میگسار، مشروبخوار، میخواره، الکلی
مترادفها
adjective
1. Spongy, porous, absorbent, imbibing.
2. Drinking, intemperate, tippling, fond of drink, cup loving, soaking.