دیکشنری فارسی

bidental

معنی فارسی

دوسال يکبار رخ دهنده ، دوساله ،

گياه دوساله

مترادف‌ها

adjective
Two toothed, bidentate, bidentated, bidented, bidential.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن