دیکشنری فارسی

bigmouth

معنی فارسی

آدم پرحرف و کوته بين، حرف مفتزن، پس گو،

دهنلق

معنی کامل و مثال‌ها

/big´mouth´/n.

● (خودمانی) آدم پرحرف و کوته‌بین، حرف مفت‌زن، (حرف) پس گو، دهن‌لق

the boy's big mouth could get them all in trouble

دهان لق آن پسر ممکن بود همه‌شان را گرفتار کند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن