دیکشنری فارسی

bilge

UKbildʒ

معنی فارسی

شکم بشکه ، (قسمت مسطح) ته کشتي ،

رخنه پيداکردن ، بادکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bilj/n., vt., vi.

● خمیدگی یا انحنای بشکه، شکم بشکه

● خمیدگی یا انحنای دیواره‌ی تحتانی کشتی، خن، کوژی ته کشتی

● (گاهی به صورت جمع) پایین‌ترین بخش درون کشتی، ته کشتی

● فاضلابی که در کف کشتی جمع می‌شود، گنداب (bilge water هم می‌گویند)، لجن، مانداب، منجلاب

● صدمه زدن به یا خوردن به ته کشتی (به طوری که آب وارد آن شود)

● (خودمانی) حرف چرند، نوشته‌ی بی‌ارزش

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle Dutch 'bille', meaning 'buttock'.

مثال

  • The bilge of the ship needed to be cleared of water.
  • The crew worked tirelessly to pump the bilge and keep the ship afloat.
  • The bilge water had a foul odor.

ترکیب‌های رایج

Bilge water Bilge pump Bilge cleaning Bilge maintenance

تعریف انگلیسی

verb
  1. water accumulated in the bilge of a ship
  2. where the sides of the vessel curve in to form the bottom
  3. cause to leak “the collision bilged the vessel” “Cause: take in water” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  4. take in water at the bilge “the tanker bilged” “Something ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن