دیکشنری فارسی

billboard (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bil´bôrd´/n., vt.

● تابلو بزرگ اعلانات که کنار بزرگراه‌ها و گذرگاه‌های عمومی می‌زنند، بیل‌بورد، نظرگیر، چشم‌کش

food and shoe advertisements on the billboards along the road

آگهی‌های خوراک و کفش در چشم‌کش‌های کنار جاده

● (روی بیل‌بورد) آگهی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن