billet (1)
معنی کامل و مثالها
/bil´it/n., vt., vi.
● (مهجور) نامه یا سند مختصر
● حکم قانونی که طبق آن مالک باید (بیشتر در هنگام جنگ) سربازان را جا و خوراک بدهد، حکم تملک موقت (توسط ارتشیان)، ساختمان اشغال شده (توسط ارتشیان)
● محل خواب هر ملوان درکشتی
his billet was next to the ship's engine room
جای خواب او مجاور موتورخانهی کشتی بود.
● شغل، موقعیت، کار
● (برای ارتشیان) جای خواب و زندگی تعیین کردن، در خانهی مصادره شده جا دادن
● ماموریت دادن، به ماموریتی گسیل داشتن، ورقهی جیره و اجازهی سکونت صادر کردن