دیکشنری فارسی

bimanual

معنی فارسی

دودستي، بادودست انجام يافته .

معنی کامل و مثال‌ها

/bī man´yōō ǝl/adj.

● چیز یا کاری که به کار بردن هر دو دست را ایجاب کند

a car must be driven bimanually

اتومبیل را باید دو دستی راند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. requiring two hands or designed for two people “a two-handed sledgehammer” “a two-handed crosscut saw” “a machine designed for bimanual operation”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن