دیکشنری فارسی

bimetallism

معنی فارسی

دوفلزي ،

اصول استعمال سيم وزربراي واحد پول کشور

معنی کامل و مثال‌ها

/bī met´'l iz´ǝm/n.

● (اقتصاد) پشتوانه قراردادن دو فلز (معمولا طلا و نقره)، معیار قرار دادن دو فلز (معمولا طلا و نقره) و تثبیت قیمت آنها نسبت به یکدیگر

● اقتصاد یا پول یا سیاست مبتنی بر دو فلز، زوج فلزی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a monetary standard under which the basic unit of currency is defined by stated amounts of two metals (usually gold and silver) with values set at a predetermined ratio

واژه‌های دیگر با معنی «دوفلزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن