دیکشنری فارسی

bioinstrumentation

معنی فارسی

زيست سنجي

معنی کامل و مثال‌ها

/bī´ō in´strǝ men tā´shǝn/n.

● (کاربرد دستگاه‌های حساس جهت اندازه‌گیری برخی فعالیت‌های جسمی مثل پرواز فضایی) زیست سنجی

واژه‌های دیگر با معنی «زيست سنجي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن