bioplasm
معنی فارسی
ماده ي زنده زيوي بيوپلاسم
معنی کامل و مثالها
/bī´ō plaz´ǝm/n.
● مادهی زنده، زیوی، بیوپلاسم
مترادفها
noun
Germinal matter.
ماده ي زنده زيوي بيوپلاسم
/bī´ō plaz´ǝm/n.
● مادهی زنده، زیوی، بیوپلاسم
noun
Germinal matter.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن