دیکشنری فارسی

biotelemetry

معنی فارسی

زيست دورسنجي

معنی کامل و مثال‌ها

/-tǝ lem´ǝ trē/n.

● (بررسی وضع جسمی و واکنش‌های موجودات و انسان از فواصل بسیار دور) زیست دورسنجی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن