bird of passage
UKbəːdɔfpæsidʒ
معنی فارسی
مرغ مهاجرياموسمي
معنی کامل و مثالها
● پرندهی مهاجر، پرندهی گشتگر
● آدم بیآرام و سفر دوست، عیار، کسی که جایی بند نمیشود
تعریف انگلیسی
noun
- someone who leads a wandering unsettled life
- any bird that migrates seasonally