دیکشنری فارسی

bismuthic

معنی فارسی

وابسته به يا داراي بيسموت پنج ظرفيتي

معنی کامل و مثال‌ها

/biz´mǝth ik, -myōōth´-/adj.

● وابسته به (یا دارای) بیسموت پنج ظرفیتی

ریشه و کاربرد

ریشه

From bismuth + -ic.

مثال

  • The bismuthic compound has unique properties.
  • The bismuthic oxide is commonly used in ceramics.
  • The bismuthic solution is used in medical imaging.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. containing bismuth (especially in the pentavalent state) “Pertains to noun: bismuth”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به يا داراي بيسموت پنج ظرفيتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن