دیکشنری فارسی

bittern (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bit´ǝrn/n.

● (آب تلخی که پس از تبلور نمک دریا باقی می‌ماند) تلخابه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن