دیکشنری فارسی

blackball

US'blæk'bɔl

معنی فارسی

مهره سياه مهره راي منفي بامهره سياه ردکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôl´/n., vt.

● (در اصل) گوی یا مهره‌ی سیاه که در رای‌گیری به عنوان رای منفی یا گاهی وتو تلقی می‌شد

● رای مخفی برضد شخص یا چیز، رای مخالف دادن (به ویژه در مورد پذیرش کسی به عضویت باشگاه یا سازمان)

he wanted to join the club, but since he was Jewish, they blackballed him

می‌خواست عضو باشگاه بشود ولی چون یهودی بود به او رای مخالف دادند.

● مطرود کردن، محل نگذاشتن به

تعریف انگلیسی

verb
  1. the act of excluding someone by a negative vote or veto
  2. expel from a community or group “Somebody ----s somebody”
  3. vote against; refuse to endorse; refuse to assent “The President vetoed the bill” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Exclude (by black balls), reject (by a negative vote).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن