bladder
UKblædər
US'blædə
معنی فارسی
ابدان شاشدان مثانه بادکنک
معنی کامل و مثالها
/blad´ǝr/n.
● (کالبد شناسی) مثانه، آبدان، پیشابدان، میزهدان (urinary bladder هم میگویند)
he had a weak bladder and went to the bathroom often
مثانهاش ضعیف بود و مرتب مستراح میرفت.
● بادکنک، تویی (توپ و غیره)، تیوب
a football bladder
تویی توپ فوتبال
● (گیاهشناسی) کاکنج، دغدغک، بادبرگ (برگهای بادکنک مانند برخی گیاهان به ویژه گیاهان آبزی)، بادکیسه
تعریف انگلیسی
noun
- a distensible membranous sac (usually containing liquid or gas)
- a bag that fills with air