دیکشنری فارسی

bladder

UKblædər US'blædə

معنی فارسی

ابدان شاشدان مثانه بادکنک

معنی کامل و مثال‌ها

/blad´ǝr/n.

● (کالبد شناسی) مثانه، آبدان، پیشابدان، میزه‌دان (urinary bladder هم می‌گویند)

he had a weak bladder and went to the bathroom often

مثانه‌اش ضعیف بود و مرتب مستراح می‌رفت.

● بادکنک، تویی (توپ و غیره)، تیوب

a football bladder

تویی توپ فوتبال

● (گیاه‌شناسی) کاکنج، دغدغک، بادبرگ (برگ‌های بادکنک مانند برخی گیاهان به ویژه گیاهان آبزی)، بادکیسه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a distensible membranous sac (usually containing liquid or gas)
  2. a bag that fills with air

واژه‌های دیگر با معنی «ابدان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن