دیکشنری فارسی

bladdery

معنی فارسی

مثانه مانند، آبدانسان، بادکنک مانند، بادبرگي

داراي بادکنک يا بادبرگ

معنی کامل و مثال‌ها

/blad´ǝr ē/adj.

● مثانه مانند، آبدان‌سان، بادکنک مانند، بادبرگی

● دارای بادکنک یا بادبرگ

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'bladder' + '-y'.

مثال

  • The bladdery growth on the plant was filled with fluid.
  • The bladdery texture of the organ made it easy to identify.
  • The bladdery appearance of the cyst was concerning.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling a bladder “Pertains to noun: bladder (for: bladderlike), bladder”

واژه‌های دیگر با معنی «مثانه مانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن