blade face معنی فارسی روي تيغه واژههای دیگر با معنی «روي تيغه» skate guard پرش روي تيغه اسکيت scratch spin چرخش روي قسمت جلويي تيغه اسکيت simply supported deep-beam تيره تيغه روي دو تکيه گاه ساده compressor vane تيغه هاي ثابت روي استاتور (بدنه) nappe تيغه آبي که روي سرريز يا بند ريزش ميکند iconostasis ديواره يا تيغه ايکه محراب را از بقيه ي کليسا، جدا ميکند و روي آن شمايل مقدسان نقش، شده است blade cuff قطعه اي که با متصل شدن به ساقه تيغه ملخ، باعث افزايش عبور جريان هوا از روي موتور، ميشود