دیکشنری فارسی

blast _

معنی کامل و مثال‌ها

/blast/

● پسوند: شکوفه، جوانه، جرثومه، ذره، تنده [epiblast]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن