blast effect معنی فارسی اثر انفجار اثر موج انفجار واژههای دیگر با معنی «اثر انفجار» impact action اثر انفجار، عمل ترکش، عمل انفجار contact fire انفجار در اثر تماس، انفجار مين در اثر تماس با کشتي anticountermining device وسيله ضد انفجار مين دريايي در اثر ضربه، ضامن انفجار ضربتي مين sympathetic detonation انفجار القايي، انفجاري که در اثر انفجار، مواد منفجره ديگر رخ مي دهد contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتي، وسيله ممانعت از انفجار در اثر اصابت low order انفجار کند يا ناقص، کم اثر، کم انرژي