دیکشنری فارسی

blastocoele or blastocele

معنی کامل و مثال‌ها

/blas´tō sēl´/n.

● (زیست شناسی) بلاستوسل، تنده کاوک، گودال رویان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن