دیکشنری فارسی

blastoff or blast-off

معنی کامل و مثال‌ها

/blast´ôf´/n.

● پراندن (موشک و غیره)، پرتاب، به پرواز درآوردن، پرانش

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن