blaze (2)
معنی کامل و مثالها
/blāz/n., vt.
● نقطه یا لکهی سفید کمرنگ بر پیشانی جانور
● علامت یا خراشیدگی بر پوست درخت (مثلا برای مشخص کردن مسیر یا راهنمایی)
● (روی درخت) نشان گذاری کردن
* blaze a way (or path, etc.) in
پیشگام بودن یا شدن، ابداع کردن