دیکشنری فارسی

blaze (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/blāz/vt.

● جار زدن، (با دنگ و فنگ) اعلام کردن، (خبر یا شایعه را) پراکندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن