blench (1)
معنی کامل و مثالها
/blench/vt., vi.
● رنگپریده کردن یا شدن، رنگ رفته کردن یا شدن، بیرنگ کردن یا شدن، سفید شدن یا کردن
/blench/vt., vi.
● رنگپریده کردن یا شدن، رنگ رفته کردن یا شدن، بیرنگ کردن یا شدن، سفید شدن یا کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن