دیکشنری فارسی

blench (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/blench/vt., vi.

● رنگ‌پریده کردن یا شدن، رنگ رفته کردن یا شدن، بی‌رنگ کردن یا شدن، سفید شدن یا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن