دیکشنری فارسی

blighter

UKblaitər

معنی فارسی

آفت بار،

شخص يا چيزي که موجب مصيبت وبلا شود،

مصيبت بار آدم پست و قابل تحقير، رذل،

فرومايه ،فلان فلان شده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

آفت بار، شخص یا چیزی که موجب مصیبت و بلا شود، مصیبت بار

(انگلیس - عامیانه) آدم پست و قابل تحقیر، رذل، فرومایه، فلان فلان شده

the blighter stole my book

بی‌معرفت کتابم را بلند کرد.

let's give these blighters the runaround

بگذار قدری این فلان فلان شده‌ها را سر بدوانیم.

ریشه و کاربرد

ریشه

Early 20th century, from blight + -er.

مثال

  • That blighter stole my wallet!
  • He's a tricky blighter, isn't he?
  • Don't trust that blighter, he's up to no good.

ترکیب‌های رایج

Old blighter Tricky blighter Cheeky blighter

تعریف انگلیسی

noun
  1. a persistently annoying person
  2. a boy or man “that chap is your host” “there's a fellow at the door” “he's a likable cuss” “he's a good bloke”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن