دیکشنری فارسی

blimp

UKblimp USblımp

معنی فارسی

نوعي کشتي هوايي غيرصلب

معنی کامل و مثال‌ها

/blimp/n.

● (عامیانه) بالون (دارای محفظه برای سرنشین یا بدون آن)، هواناو بادکنکی

● (گاهی با B بزرگ) آدم قمپز در کن، آدم لافزن و محافظه کار (به ویژه اگر افسر بازنشسته باشد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. any elderly pompous reactionary ultranationalistic person (after the cartoon character created by Sir David Low)
noun
  1. a small nonrigid airship used for observation or as a barrage balloon

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن