دیکشنری فارسی

blitz

UKblits USblıts

معنی فارسی

حمله برق آسا

حمله کمکي به مدافع براي گرفتن گوي از

حريف (لاکراس)

بازي شطرنج برق آسا

معنی کامل و مثال‌ها

/blits/n., vt., vi.

● (ارتش) حمله‌ی شدید و ناگهان (به ویژه با تانک و هواپیما)، یورش، ناگه تک، ایلغار، تازش، حمله‌ی برق‌آسا

the German blitz took the French by surprise

حمله‌ی برق‌آسای آلمان‌ها فرانسویان را غافلگیر کرد.

● تکش رعدآسا زدن، یورش بردن

the enemy blitzed in two fronts

دشمن در دو جبهه دست به تکش رعدآسا زد.

● (فوتبال امریکایی) حمله‌ی ناگهانی افراد تیم مدافع به کوارتربک (quarterback)، ناگهان به کوارتر بک یورش بردن

● (انگلیس - B بزرگ) بمباران شهرهای انگلیس توسط هواپیماهای آلمانی در 1940-41

she was killed in the Blitz

در حمله‌ی هوایی آلمان‌ها کشته شد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. (American football) defensive players try to break through the offensive line
  2. a swift and violent military offensive with intensive aerial bombardment
  3. attack suddenly and without warning “Hitler blitzed Poland” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن