دیکشنری فارسی

blizzard

UKblizəd US'blızəd

معنی فارسی

سوزبرف سوزوبرف

معنی کامل و مثال‌ها

/bliz´ǝrd/n.

● بوران (برف و باد شدید)، توفان برف، برف‌توفان، کولاک، دمه

we began our hike in a blinding blizzard

در بوران کورکننده‌ای پیاده‌روی خود را آغاز کردیم.

● مقدار معتنابه، شمار زیاد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a storm with widespread snowfall accompanied by strong winds
  2. a series of unexpected and unpleasant occurrences “a rash of bank robberies” “a blizzard of lawsuits”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن