دیکشنری فارسی

bloat (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/blōt/vt.

● نگهداشتن گوشت ماهی از طریق خیساندن در آب نمک و دود دادن و خشکاندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن