دیکشنری فارسی

blond

USblɔnd

معنی فارسی

بور سفيدپوست سفيدرو ادک موبوروسفيدپوست

معنی کامل و مثال‌ها

/bländ/adj., n.

● موطلایی، زرین موی، دارای موی کم‌رنگ، دارای موی زرد و چشم آبی و پوست سفید، کاکل زری، بور

a tall blond Englishman

مرد بلند قامت و موطلایی انگلیسی

● (چوب و میز و صندلی) کم‌رنگ، دارای رنگ روشن، زرد کم‌رنگ، کرن، کرنگ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person with fair skin and hair
  2. a light grayish yellow to near white
  3. being or having light colored skin and hair and usually blue or grey eyes “blond Scandinavians” “a house full of light-haired children” “Attrubites: complexion, skin color, skin colour”

مترادف‌ها

adjective
(also blonde)
Fair, light, flaxen.

واژه‌های دیگر با معنی «بور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن