دیکشنری فارسی

blood bath

معنی کامل و مثال‌ها

● خونریزی، کشتار

throwing stones led to a terrible bloodbath

پرتاب سنگ منجر به خونریزی وحشتناکی شد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن