دیکشنری فارسی

blood relation (or relative)

معنی کامل و مثال‌ها

● خویشاوند هم‌خون، خویشاوند نسبی (در مقابل سببی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن