دیکشنری فارسی

blood-red

معنی کامل و مثال‌ها

/-red´/adj.

● با خون سرخ شده، دارای لکه‌های قرمز خون

● به رنگ خون، خون‌رنگ، قرمز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of a color at the end of the color spectrum (next to orange); resembling the color of blood or cherries or tomatoes or rubies

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن