دیکشنری فارسی

bloodworm

معنی فارسی

کرم خون .

لارو قرمز رنگ برخي ريزپشه ها که در آن

تخم ريزي ميکنند .

معنی کامل و مثال‌ها

/-wu_rm´/n.

● (جانورشناسی)

● کرم خون (انواع کرم‌های حلقوی قرمز رنگ)

● لارو قرمز رنگ برخی ریزپشه‌ها (به ویژه از جنس Chironomus) که در آب تخم ریزی می‌کنند

ریشه و کاربرد

ریشه

The word 'bloodworm' is derived from the reddish color of the worm, resembling blood.

مثال

  • Anglers often use bloodworms as bait to attract fish.
  • The bloodworm is a popular choice for fishing enthusiasts.
  • The aquarium hobbyist fed the fish with live bloodworms.

ترکیب‌های رایج

Use bloodworms as bait Feed fish with bloodworms

تعریف انگلیسی

noun
  1. a segmented marine worm with bright red body; often used for bait

واژه‌های دیگر با معنی «کرم خون .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن